منزل مبله شیراز   
 مقاله و پايان نامه مقاله و پايان نامه .

مقاله و پايان نامه

مقاله و پايان نامه مديريت ارتباط با مشتري

 

رومانو و اف جرمستاد، بيان مي كنند مديريت ارتباط با مشتري تحليلي ابزارها و روشهايي به كار مي رود كه اطلاعات به دست آمده ازمديريت ارتباط با مشتري عملياتي را تجزيه وتحليل كرده و به كمك تحليل هاي اين بخش مشتريان شناسايي، دسته بندي شده و امكان تمركز سازمان به روي بخش خاصي از مشتريان فراهم مي شود (Romano, N.C, and Fjermestad ,J.,2010). همچنين گرينبرگ بيان مي دارد مديريت ارتباط با مشتري تحليلي در بر گيرنده انواع روش هاي خلاقانه درباره مشتري مداري و بهبود رويه هاي بازاريابي و افزايش ميزان فروش است. در عين حال اين نوع آمارها به مديران شركت اجازه كمك مي كند ، نقاط ضعف خود را شناسايي كنند. مثلاً بررسي كنند كه نرخ خروج بعضي از مشتريان از فهرست مشتركين (در طول چند ماه) آيا عادي بوده است يا نه. حتي مي توان از روي ميزان رشد تعداد مشتريان تازه ، به حقايق مهمي درباره ميزان بهره وري كسب و كار دست يافت (Greenberg,2004). 

 

 

لذا اجزاي مهم مديريت ارتباط با مشتري الكترونيكي تحليلي مورد مطالعه در اين تحقيق در چهار بخش: شناسايي مشتري، تفكيك مشتري(دسته بندي)، تمركز بر مشتري(واكنش به مشتري و شخصي سازي) و ارزيابي و بهبود ecrm عملياتي قرار مي گيرد.

 

 

در ادامه به سوابق و مطالعاتي كه اشاره به اجزاي اصلي مديريت ارتباط با مشتري الكترونيكي تحليلي دارند خواهيم پرداخت.

 

 

شناسايي مشتري: Coldwell، مديريت ارتباط با مشتري را به عنوان تركيبي از فرآيندهاي كسب و كار و تكنولوژي مي داند كه به دنبال شناسايي مشتريان سازمان است تا دريابد آنها چه كساني هستند، چه كار مي كنند و چه چيزي را دوست دارند؟ (Lorian&Obeng,2005)

 

 

خدمت بيمه از ديگر خدمات و محصولات داراي تمايز خاصي است و آن در نحوه فروش بيمه است. خدمت بيمه از طريق تماس شخصي گسترده با مشتري به فروش مي رسد و اين مسئله اهميت برقراري ارتباط مناسب را در اين حوزه نشان مي دهد. شركتهايي مي توانند بصورت صحيح و مناسب خدمات قابل قبولي را ارائه دهند كه پروفايل و اطلاعات مشتريان خود را داشته باشند (2009 Reddy, وهمكارانش). 

 

 

در خصوص شركت هاي بيمه بايد به اين سؤال پاسخ داد كه مشتريان اصلي چه كساني هستند؟ بيمه گذاران، بيمه شدگان، نمايندگي ها، يا كارگزاري ها، كدام يك مشتري اصلي شركتهاي بيمه هستند؟ شركت هاي بيمه اي كه مي خواهند استراتژي crm را اجرا كنند بايد ابتدا به اين سؤال پاسخ گويند؛ زيرا پاسخ به اين سؤال تأثير بسزايي در طراحي و اجراي استراتژي هاي شركت دارد. شركتها به طورمعمول بيمه گذاران را به عنوان مشتري اصلي سازمان مي شناسند، ليكن اين نوع شناسايي باعث به وجودآمدن سردرگمي در برخي بخش هاي بيمه مي شود؛ زيرا خريدار بيمه (بيمه گذار) با فرد بيمه شده لزوماً يكي نيستند و همچنين اغلب شركتهاي بيمه علاوه بر تعامل با بيمه گذاران، با كانالهاي توزيع (نمايندگي و كارگزاري) كه به مشتريان خدمات ارائه مي دهند، نيز تعامل دارند. بنابراين يك شركت بيمه اي مشتري محور بايد درك صحيحي از هركدام از بخش هاي مشتري داشته باشد و خدماتي را كه برآورده كننده نيازهاي هر بخش است را فراهم كند (2003.(Peoplesoft,

 

 

بازاريابان بايد بتوانند تصميم بگيرند كه با كدام مشتري لازم است رابطه برقرار شود و قراردادهاي اختصاصي و سفارشي براي وي فراهم شود. اين تصميم كه با تمركز بر مشتريان سودآور و همزمان كاهش كمك هاي مالي به ساير مشتريان همراه است باعث افزايش سود شركت مي گردد.

 

 

تفكيك مشتري: تفكيك و يا بخش بندي مشتريان عبارت است از تقسيم تمامي مشتريان به داخل گروه هاي همگن بر اساس خصوصيات و تمايلات مشتريان كه اين بخش بندي مي تواند بر اساس فاكتور هاي جغرافيايي، جمعيت شناختي، ميزان كاربرد، روان شناسي، منفعت و ميزان وفاداري صورت گيرد؛

 

 

بخش بندي جغرافيايي: اين بخش بندي براساس محل و موقعيت مشتري بر اساس واحد هايي مانند كشور، منطقه ، ناحيه، شهر، فرهنگ، و يا نوع آب و هوا تقسيم بندي كرد. از طريق تقسيم بندي جغرافيايي سازمانها مي توانند استراتژي بازاريابي متناسب با هر ناحيه جغرافيايي كه شامل محصول ، خدمت، روش فروش و نوع تبليغات مناسب با آن محيط است را بكار گيرند و موجبات محلي شدن سازمان را فرآهم آورند (Nair,2010).

 

 

بخش بندي جمعيت شناختي: در اين نوع از تقسيم بندي مشتريان بر اساس فاكتور هايي مانند سن، جنسيت، اندازه خانواده، سطح درآمد، شغل، ميزان تحصيلات، موقعيت اجتماعي، نژاد و دين و مذهب از يكديگر متمايز مي شوند. براي شركت هدف چنين تقسيم بندي اين است كه به اطلاعات بيشتري در خصوص بازارهاي بالقوه موجود دست يابد و بتواند به بهترين نحو نيازهاي مشتريان موجود در هر دسته را تامين نمايند (Naik,2010).

 

 

بخش بندي بر اساس ميزان استفاده و كاربرد: در اينجا مشتريان به دسته هايي بر اساس نوع مشتري از نظر مصرف محصول تقسيم مي شوند. به طور كلي مشتريان به 4 نوع مصرف كنندگان هميشگي و پايدر، مصرف كنندگان متوسط، مصرف كنندگان اتفاقي و نهايتاً افرادي كه هيچ گاه محصول و يا خدمت مورد نظر را هيچ گاه مصرف نمي كنند تقسيم مي شوند. براي بسياري از محصولات ، اين نوع بخش بندي فاكتور مهم و تعيين كننده اي است (Payne,2006).

 

 

بخش بندي روان شناختي: اين تقسيم بندي مشتريان را از طريق آناليز الگوهاي رفتاري، خصوصيات سبك زندگي، گرايشات، عقايد، خصوصيات شخصي و ادراكات آنان متمايز مي سازد. از اين طريق شركتها مي توانند به خصوصيات رواني هر گروه از مشتريان خود دست يافته و روش صحيح و مناسب نزديك شدن به آنان را درك نمايند (Thadani,2010).

 

 

بخش بندي بر اساس منفعت: در اين تقسيم بندي مشتريان بر اساس منافعي كه آنها از محصول مورد نظر جستجو مي كنند دسته بندي مي شوند. از اين طريق شركتها مي توانند نيازها و تقاضاي مشتريان را به طور موثر درك كرده و منافع و مزاياي حاصل از محصولات خود را افزايش دهند و از اتلاف منابع جلوگيري كنند (Payne,2006).

 

 

بخش بندي بر اساس ميزان وفاداري: دراين نوع از تقسيم بندي مشتريان بر اساس سطح وفاداري آنان نسبت به محصول، شركت ويا برند متمايز مي شوند. بطور كلي، مشتريان از نظر ميزان وفاداري در سه گروه بسيار وفادار، متوسط و ميانه رو از نظر وفاداري و عدم وفادار قرار مي گيرند. از اين طريق شركتها مي توانند مشتريان خود را در گروههاي يكسان از نظر سطح وفاداري قرار دهند و سپس محصولات و خدمات متناسب با هر گروه را به آنان ارائه دهند(Payne,2006).

 

 

در سطح شركتها، بخش بندي مشتريان يك ابزار موثر در جهت تعيين سودآورترين مشتريان است و منفعت حاصل از تمامي انواع گروه هاي مختلف از مشتريان را حداكثر مي سازد. تنها با بكارگيري ابزار بخش بندي مشتريان به منظور فهم و شناسايي خصوصيات مشتري، شركتها مي توانند به رويكرد مناسبي در قبال مشتريان خود دست يابند و ديد مناسبي از مشتريان خود داشته باشند (Tech Target,2003 &Payne,2006). 

 

 

تمركز بر مشتري: اين بخش شامل شناسايي مشتريان كليدي واكنش به مشتري و سفارشي كردن يا شخصي سازي خدمات است.

 

 

تمركز بر مشتريان كليدي شامل تمركز روي مشتري محوري به صورت قاطع و عملي وارائه ارزش زياد و فزاينده به مشتريان كليدي برگزيده است، كه از طريق قراردادهاي اختصاصي و شخصي شده براي هركدام ميسر مي شود.

 

 

مديريت ارتباط با مشتري به شركتها اجازه مي دهد كه داده هاي مشتريان را جمع آوري كنند، با ارزش ترين مشتريان را در طول زمان تشخيص دهند و وفاداري مشتريان را با ايجاد محصولات و خدمات ويژه شده افزايش دهند (ريچارد و جونز، 2006).

 

 

(Zhou,2001)،به كمك مديريت ارتباط با مشتري شركتها به اطلاعات مشتريان دست مي يابند و مشتريان نيز اطلاعات مورد نياز خود از شركت را بدست مي آورند . بنابراين شركتها با درك رفتار مشتريان، خود را براي حفظ آنان آماده مي كنند. با اجراي مديريت ارتباط با مشتري، شركت مي تواند با بررسي اطلاعات مشتريان، سهم مشتريان مختلف در درآمد شركت را شناسايي كند و بنابراين محصولات متناسب با هر دسته از مشتريان را به آنان ارائه دهد و با مشتريان از طريق كانالهاي مناسب و در زمان مناسب داد و ستد نمايد تا از اين طريق رضايت آنان را كسب نمايد(محمدي سلطان آبادي داود،1390)

 

 

مديريت ارتباط با مشتري تحليلي انواع راههاي عجيب و غريب بازاريابي و فروش را مي تواند براي دست اندر كاران شركت مكشوف كند. مثلاً مي توانيم به سيستم ماموريت دهيم ، تمام مشتريان را زير نظر بگيرد و هر وقت ميزان خريد هاي بعضي از آنها از حد معيني فراتر رفت، ما را مطلع سازد تا كار ويژه اي براي آن مشتريان انجام دهيم . اين واكنش مي تواند به صورت خودكار باشد(مثلاً ارسال خودكار يك نامه الكترونيكي به مشتري، حاوي مژده هايي درباره تخفيف ويژه به او) يا به صورت غير خودكار (مثلاً تماس تلفني يكي از پرسنل بخش پشتيباني با مشتري و دعوت از او براي شركت در مراسم خاصي و غيره) (Greenberg,2004).

 

 

ارزيابي و بهبود ecrm عملياتي: مديريت ارتباط با مشتري به عنوان تكنولوژي اطلاعات ، مدت زمان زيادي است كه در طراحي مجدد فرآيندها، جهت دستيابي به بهبود درعملكرد سازماني، به عنوان يك توانمند ساز مطرح شده است. تكنولوژي اطلاعات طراحي مجدد يك فرآيند كسب و كار را ، با تسهيل در نحوه انجام كار و ايجاد روش هاي ابداعي جهت اتصال شركت به مشتريان، تامين كنندگان و سهامداران داخلي، ياري مي كند  (Chen&Popvich ,2003).

 

 

بطور كلي از طريق مديريت ارتباط با مشتري شركتهاي بيمه مي توانند كارايي عملياتي، سرعت پاسخگويي به بازار و موثر بودن خدمات و توزيع خود را افزايش دهند.

 

 

براي سازگاري هر چه بيشتر با مشتريان بايستي فعاليتهاي عملياتي سازمان كه در اجراي مديريت ارتباط با مشتري موثرند بازطراحي شوند. يكپارچه سازي و مهندسي مجدد فعاليتهاي اساسي بيمه با استراتژي مديريت ارتباط با مشتري حقيقت انكار ناپذيري است. بايستي نرم افزاري از مديريت ارتباط با مشتري انتخاب شود كه به بهترين نحو فرآيندها و جريان هاي كاري جديدرا مورد پشتيباني قرار دهد و بتواند اطلاعات صحيح را به صورت مناسب براي تصميم گيري هاي استراتژيك جمع آوري نمايد(محمدي سلطان آبادي داود،1390).

 

 

اگر چه يك بيمه نامه يك قول و تعهد نامحسوس در خصوص پرداخت خسارت در هنگام وقوع يك حادثه است اما در حقيقت شركتهاي بيمه با هر قرارداد بيمه در خصوص موارد زير نيز نسبت به مشتريان خود تعهد دارند؛ قابليت اعتبار(توانايي انجام خدمت تعهد شده)، اعتماد(كيفيت محصول)، تضمين (ارائه و انجام تعهد با كفايت و دقت)، صلاحيت و شايستگي (دانش محصول)، مسئوليت پذيري (تمايل به ارائه خدمات مطلوبتر) و محسوس بودن(نمايش امكانات). به عبارت ديگر شركتهاي بيمه بايستي نسبت به تمام تعهدات خود تمام تلاش خود را بكار گيرند تا با ايجاد اعتماد بين مشتريانشان به شهرت و اعتبار دست يابند(2009، Reddy و همكاران).

 

 

 

 

پايان نامه تاثير مديريت ارتباط با مشتري الكترونيكي بر انتخاب استراتژي بازاريابي در صنعت بيمه ايران


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۵۱:۰۱ توسط:wewe موضوع:

حقوق مدني زن-پايان نامه

زن در آيين مسيحيت

آيين مسيحيت در مورد حقوق و جايگاه فردى و اجتماعى زن ديدگاه ثابت و تغييرناپذيرى ارائه نكرده است. نسخه­هاى گوناگون شناخته شده به نام(انجيل)و رساله­هاى به جاى مانده از شخصيتهاى برجسته و نامدار مسيحى و كشيشها و فرقه­هاى مختلف و كاتوليكها هريك به سهم خود درمورد حقوق زن، ديدگاه هاى متفاوتى اظهار كرده­اند. در رساله اول پولس رسول به تيموتائوس چنين آمده است:

(خدا اول آدم را آفريد و بعد حوّا را، آدم فريب نخورد، بلكه زن فريب شيطان را خورد و در تقصير گرفتار شد. از اين جهت خداوند درد زايمان را به حوّا داد اما به زاييدن رستگار خواهد شد اگر در ايمان و محبت و قدوسيّت و تقوا ثابت بماند.)رساله يادشده آدم نخستين را از هر گناه تبرئه مى­كند و گناه فريب خوردن از شيطان را به گردن حوّا به عنوان يك زن مى­افكند.اين سخن با پيامهاى شريعت و وحى، مخالف است.همچنين در رساله اول پولس رسول به افسيسان آمده است:( اى زنان شوهران خود را اطاعت كنيد چنان كه خدا را؛ زيرا كه شوهر سر زن است؛چنان كه مسيح نيز سر كليسا و او نجات دهنده بشر است.)پولس رسول در رساله اول خود به تيموتائوس گويد: (زن را اجازه نمي­دهم كه تعليم دهد يا بر شوهرش مسلط شود، بلكه در سكوت بماند) پولس رسول در رساله اول خويش در پاسخ سؤال مسيحيان،به مجرد ماندن و ازدواج نكردن توصيه مى­كند. در مذهب كاتوليك، تعدد زوجات ممنوع است و مهريه نيز وجود ندارد.[1]و رهايى زن و شوهر از بند ازدواج، تنها با فوت آنها خواهد بود. بنابراين طلاق اجازه داده نمى­شود; مگر به شرط آن كه هيچ يك ازدواج دوباره نداشته باشند.در انجيل متى پيرامون طلاق زن چنين آمده است:(هركس زن خويش را بدون آن كه خيانت از او ديده باشد طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر كند آن مرد مقصر است چون باعث شده زنش زنا كند، و مردى هم كه با اين زن ازدواج كند زناكار است) [2]

به اعتقاد مسيحيان، گناه اوليه آدم سبب شد كه اين گناه در گوهر همه انسانها سرشته شود. بنابراين انسانها، به جز عيسي و مريم با گناه متولد مي­شوند. از اين جا نقش مهم زن (حوا) در گناهكاري تمام انسانهاي روي زمين مشخص مي­شود. سبب مذموم بودن ازدواج در ميان مسيحيان و ميل به تجرد نيز از پليد بودن ارتباط با زنان ناشي مي­شود.[3]

 اين  خلاصه­اي از وضعيت زن در ادوار مختلف قبل از اسلام و در عصر ظهور اسلام بود. كه به اختصار برگزار شد، و از آنچه گفتيم، اين نتيجه­ها بدست مي­آيد:

يك بشر در آن دوران­ها درباره زن دو طرز تفكر داشت:يكي اينكه زن را انساني در سطح حيوانات بي­زبان مي­دانست، و ديگر اين كه او را انساني پست و ضعيف در انسانيت مي­پنداشت؛ و به همين جهت، بايد هميشه در قيد تبعيت مردان بماند، و مردان اجازه ندهند كه زنان در زندگي خود آزادي كسب كنند.

دو- بشر قبل از اسلام نسبت به زن، از نظر وضع اجتماعي نيز دو طرز تفكر داشت: برخي از جوامع زن را خارج از افراد اجتماع انساني مي­دانستند، و معتقد بودند كه زن، جزء اين ساختار اجتماعي نيست؛ بلكه او از شرايط زندگي است، شرايطي كه بشر بي­نياز از آن نيست؛ مانند خانه كه از داشتن و پناه بردن به آن، چاره­اي نيست. بعضي ديگر معتقد بودند كه زن، مانند اسيري است كه به بردگي گرفته مي­شود.

سه- زن در اين جوامع از تمامي حقوقي كه ممكن بود از آن بهره­مند شود، محروم بود، مگر به آن مقداري كه بهره­مندي زن، به سود مردان باشد، و مردان قيم زنان بودند.

چهار- اساس رفتار مردان با زنان، عبارت بود از سلطه توانمند بر ناتوان. به عبارت ديگر، هر برخوردي كه با زنان مي­كردند، براساس بهره­كشي بود. اين، روش اقوام غير متمدن بود، و اما اقوام متمدن، علاوه بر آنچه گفته شد، اين طرز تفكر را هم داشتند كه زن موجودي ضعيف است،و نيز موجودي خطرناك است كه بشر، از شر و فساد او در امان نيست. چه بسا كه اين طرز تفكر بر اثر اختلاط امت­ها و زمان­ها در يكديگر اثر گذاشته باشد.[4]

2-4- زن درصدر اسلام

بدين ترتيب اسلام همه­ي ستمها و برخوردهاي وحشيانهاي كه در دوره­ي جاهليت نسبت به­زنان صورت مي­گرفت از كشتن گرفته تا پايمال نمودن ضروري­ترين حقوق فردي، نهي نموده وشرافت و حيثيت وي را به او بازگردانيده است. در اسلام زنان همچون مردان آزادند كه سرنوشت و فعاليتهاي خود را انتخاب نمايند.[5]

زن در آغاز پيدايش اسلام به كرامت انساني خويش دست يافت. موقعيتهاي اجتماعي خويش را­به دست آورد و از حقوق و آزاديهاي حقيقي برخوردار گشت.[6]

اسلام به زن،كه در طول تاريخ از حقوق انساني خود محروم شده بود، استقلال و شخصيت حقيقي­وحقوقي بخشيد و حقوق حقه وطبيعيش را مانندحقوق اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... كه سنتها و آداب و رسوم جاهلانه آنها را زايل كرده بود به رسميت شناخت.[7]

زن و مرد در فرايند تكامل مسئوليت سياسي و اجتماعي، سهمي مشترك دارند. در واقع هدف اسلام ساختن انسان است نه ساختن مرد يا زن­ به تنهايي.[8] عقيده اسلام و جهان بيني آن درباره­ي زن، انقلابي بزرگ و پرشكوه در جهان محسوب مي­شد. زيرا اسلام با ارائه اين جهان بيني يكباره همه عقايد تحقيرآميز و بينشهاي باطل و جاهل را كنار گذاشت و به جاي آن الگوي جديدي را در روابط­­ اجتماعي با زن، به مردم عرضه كرد[9]در داستانهاي تاريخي قرآن، به زناني برگزيده و ممتاز برمي­خوريم كه در فراست و هوش سرشار، و در توانايي بر درك حقايق بسيار دشوار و در حل مسائل و رويدادهاي اجتماعي بدان­ پايه و منزلت رسيده بودند كه حتي بزرگترين مغزهاي متفكر آن روزگار نمي­توانستند كوچكترين اشكالي به نظراتشان وارد كنند و مي­توان ادعا كرد كه در مسائل سياسي و اجتماعي مافوق و برتري نداشتند.[10]

از مداخله زنان در امور سياسي و اجتماعي، شواهد فراواني در تاريخ قرون اوليه­اسلام به چشم مي­خورد. نمونه آن شركت امعطيه زوجه­ي پيغمبر(ص) در هفت غزوه همراه رسول اكرم( ص)است.[11]

اسلام شخصيت و حقوق زن را مورد توجه بسيار قرار داد؛ از جمله از نگرش و رفتار ناپسند عرب جاهلى درباره زنان و دختران، مانند زنده به گور كردن دختران، سخت انتقاد كرد[12]قرآن از يك‌سو از زنان در برابر ستمهايى مانند چند زنىِ نامحدود و غيرمتعهدانه،[13] به ارث برده شدن زنِ شوهر مرده و محروم شدن زنان از حق مالكيت حمايت نمود و از سوى ديگر، براى تضمين بيشتر عدالت، قواعدى عام تأسيس كرد كه حاكم بر احكام و حقوق زن و مرد هستند؛ از جمله لزوم معاشرت پسنديده با همسران[14]، قاعده همانندى و هم‌ترازى حقوق و وظايف همسران[15] ودر گستره‌اى وسيع‌تر، قواعد نفىِ عُسر و حَرَج[16] و ممنوعيت اِضرار[17]

در اسلام زن در تمامي احكام عبادي و حقوق اجتماعي شريك مرد است. او نيز مانند مردان مي تواند مستقل باشد، و هيچ فرقي با مردان ندارد، نه در اكتساب و انجام معاملات، نه در تعليم و تعلم، نه در به دست آوردن حقي كه از او سلب شده، نه در دفاع از حق خود و نه در احكامي ديگر؛ مگر در مواردي كه طبيعت خود زن اقتضا دارد كه با مرد فرق داشته باشد.

آري زن به بركت اسلام از جايگاه ابزاري به جايگاه استقلالي خود راه يافت، اراده و عملش كه تا ظهور اسلام گره خورده به اراده مرد بود، از اراده و عمل مرد جدا شد، و از تحت فشار ناعادلانه مردان در آمد. و به مقامي رسيد كه دنياي قبل از اسلام با همه قدمت و در همه ادوار چنين مقامي به زن نداده بود،مقامي به زن داد كه در هيچ گوشه از هيچ صفحه تاريخ گذشته بشر نخواهيد يافت، و اعلاميه اي در حقوق زن به مثل اعلاميه قرآن نخواهيد جست كه مي­فرمايد«لاجناح عليكم فيما فعلن في انفسهن بالمعروف»[18]

اسلام زن را جزء حقيقي و عضو كامل جامعه انسانيت قرار داد، و از اسارت بيرون آورد، و آزادي اراده و عمل به وي بخشيد. زن مانند مرد در ثروتي كه طبقه گذشته به ارث مي­گذارند، شركت دارد، و از پدر و برادر و عمو دايي و همسر و ساير خويشاوندان ارث مي­برد. او آزاد است هر كار مشروع و زندگي معروفي را  براي خود انتخاب كند. و عمل وي احترام اجتماعي داشته و با ارزش مي­باشد.[19]

با پيدايي دين اسلام و ظهور تمدن اسلامي به گواهي تاريخ، انقلابي در حقوق زنان پديد آمد. بنابر تعليمات قرآن،كتاب مقدس دين اسلام،زن از نظر خلقت همانند مرد است و به ويژه در نصوص قرآني همانند مردان مورد خطاب اوامر ونواهي شرعي بوده از اين رو به لحاظ شئون اجتماعي بيش وكم،هم سنگ مردان قرار گرفته است. همچنين در امور اقتصادي از چنان استقلالي برخوردار مي­شود كه مي­تواند نسبت به كار و تلاش خود مالكيت داشته مزد و اجر خود را شخصا مورد استفاده قرار دهد همين زن كه پيش از اين جزء مايملك پدر يا همسرمحسوب شده مورد خريد و فروش قرارمي­گرفت و پس از مرگ ايشان همانند بقيه تركه به ارث مي­رسيد، اينك خود به عنوان يك شخصيت حقوقي از اموال متوفي ارث مي­برد. تحولي كه اسلام در حقوق زن پديد آورد از آن رو در خور توجه است كه تمدن­هاي غير اسلامي تا حدود 12سال پس از اسلام چنين حقوقي براي زن قائل نشدند با اين همه بررسي تاريخي حقوق زنان نشانگر آن است كه به مرور زمان و دور شدن از اصل رسالت، فقه اسلامي به نحو چشمگيري از افكار مرد سالارانه متاثرگشته است.[20] اسلام، باحضور خود خط بطلان بر بسياري از خرافات و ظلمهايي كشيد كه به زنان روا مي­شد و حقوق زن را در ازدواج، طلاق، ارث و... كه قبلا در عصر جاهليت و در ساير اديان تحريف شده پايمال مي­شد، به آنان بازگرداند.[21]

با وجود اين كه قدرت بدنى، اقتصادى و اجتماعى مرد در خانواده به او نقش اول مديريت را داده ولى در بررسى دقيق و حذف اين عوامل ديده مى­شود كه زن عملاً نقش و قدرت بيشترى را داراست هرچند كه در عرفها وحقوق گوناگون ملل و نظامهاى حقوقى اين نقش فراز و نشيبهايى داشته است. كاركردهاى زن از قبيل:توليد نسل، پرورش بدنى(حضانت) و پرورش روحى كودك، پرستارى، تأمين آرامش خانواده، انتقال­فرهنگ و زبان، تيمار روحى مرد، اقتصاد خانواده، و مانند اينها كاركردهاى بسيار مهم و حياتى است كه­تنها از زن برمي­آيد.[22] اسلام براي زن حق مالكيت قائل شده است و زن مي­تواند مالك اشياي منقول و غير منقول باشد. حق خريد و فروش و واگذاري اموال خود را دارد، مي­تواند هر طور كه بخواهد وصيت نمايد. اسلام همه حقوق مدني و سياسي را كه به مردان داده، به زن نيز بخشيده است.[23]


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۰۶:۲۰:۲۵ توسط:wewe موضوع: